الشيخ علي المشكيني
270
تفسير روان (فارسى)
هستى دارد و سلطهء او به حق است ، زيرا همه را او آفريده و حفظ و اداره مىكند و هر آنى كه بخواهد فانى مىكند . جز او معبودى نيست و او صاحب عرش كريم است . مراد از عرش ، مقرّ سلطنتى و مركز عظمت الهى است كه از آن جا امور عالم تكوين اداره مىشود و اوامر صادرهء از حق به فرشتگان و گردانندگان جهان هستى از آنجا سرچشمه مىگيرد . و اين عرش ، كريم يعنى داراى قداست و شرافت است . و در اين آيه چهار صفت بر ذات واجبالوجود اطلاق شده است . [ بىبرهان بودن شرك ] وَمَن يَدْعُ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ لَا بُرْهَانَ لَهُ بِهِ فَإِنَّمَا حِسَابُهُ عِندَ رَبِّهِ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الْكَافِرُونَ يعنى : و هر كس كه با وجود خدا معبودى ديگر را بخواند كه دليل و برهانى بر اثبات آن ندارد پس حساب او در نزد پروردگار اوست ، و مسلّم و بىترديد كافران رستگار نخواهند شد . جملهء « لا برهان له » صفت ديگرى براى إله است ، و در اين توصيفِ توضيحى اشاره است به اين كه لازمهء وجود إله ديگر ، عدم وجود برهان است ، زيرا محال است براى خدايى غير او برهان قطعى اقامه شود ، بلكه برهان قطعى بر عدم امكان و وجود او قائم است . وَقُل رَّبِّ اغْفِرْ وَارْحَمْ وَأَنتَ خَيْرُ الرَّاحِمِينَ يعنى : و بگو : پروردگارا ، بر ما ببخشاى و ترحم فرما و تو بهترين ترحمكنندگانى ، يعنى همان گونه كه مؤمنان مىگفتند و در آيهء 109 ذكر شد . و الحمد للَّهرب العالمين 10 / 2 / 86 * * *